آریستارخوس ساموسی

یکی از ریاضیدانان و ستاره شناسانی که آثار خود را برای کشف خود برجای گذاشته است آریستارخوس ساموسی. این در مورد دانشمندی است که برای زمان خود فرضیه انقلابی ایجاد کرده است. و این است که ، در دوران باستان ، مخالفت با آنچه در آن آمده است خطرناک بود. با این حال ، این مرد ادعا کرد که خورشید و نه زمین ، مرکز ثابت جهان است. او همچنین ادعا کرد که زمین به همراه سیارات دیگر به دور خورشید می چرخند. البته این باعث ایجاد هیاهویی در افرادی شد که معتقد بودند زمین مرکز جهان از طریق جهان است نظریه ژئوسنتریک.

در این مقاله قصد داریم در مورد سو explo استفاده ها و عواقبی که آریستارکو دو ساموس در تاریخ ریاضیات و نجوم داشته است به شما بگوییم.

اطلاعات شخصی

آریستارخوس ساموسی روی مجسمه

آریستارکو دو ساموس نویسنده اثر علمی بود "از بزرگی و فاصله خورشید و ماه". وی در این کتاب یکی از دقیق ترین محاسبات را توضیح داد و نشان داد که در آن زمان فاصله احتمالی بین سیاره ما و خورشید وجود دارد. در یکی از گفته های خود او گفت که ستارگان بزرگتر از آن چیزی هستند که به نظر می رسید. که اگرچه می توان آنها را به عنوان نقاطی در آسمان دید ، اما آنها خورشیدهایی بزرگتر از ما بودند. اندازه جهان بسیار بزرگتر از آن چیزی بود که دانشمندان در آن زمان ادعا می کردند.

وی در سال 310 قبل از میلاد متولد شد بنابراین می توانید دانش اولیه ای را که در آن زمان وجود داشته تصور کنید. با وجود این ، آریستارخوس از ساموس توانست نظریه های کاملاً مشخصی را برای زمان خود شرح دهد. وی در سال 230 ه.ق درگذشت. C در اسکندریه ، یونان. او اولین انسانی است که می تواند فاصله سیاره ما تا خورشید را به روشی کاملاً دقیق مطالعه کند. وی همچنین مطالعه و بیان کرد که فاصله زمین تا ماه چقدر است. وی نظریه heliocentric را ایجاد کرد و بیان داشت که خورشید مرکز جهان است و نه زمین.

با تشکر از کمک های این دانشمند ، در قرن هفدهم ، نیکولاس کوپرنیک توانست جزئیات بیشتری را ارائه دهد نظریه هلیوسنتریک. به عنوان مردی که مدت ها پیش زندگی می کرد ، اطلاعات زیادی در مورد زندگی او وجود ندارد. مشخص است که وی در یونان متولد شد و یک ستاره شناس و ریاضیدان بود. تمام زندگی وی در اسکندریه گذشت. این تأثیرات از مصر بود که باعث شد ریاضیات یونانیان قرن ها زودتر توسعه یابد. او همچنین از بابل تشویق کرده بود که قبل از آن نجوم توسعه یابد.

از طرف دیگر ، گشودن مشرق زمین با اسکندر بزرگ ، به تبادل افکار کمک کرد که به طور چشمگیری در مفاهیم آن زمان تأثیر داشتند. این زمینه ای است که در آن آریستارخوس از ساموس نظریه heliocentric را توسعه می دهد.

مشارکتهای اصلی Aristarco de Samos

کارهای علمی

یکی از مهمترین مشارکتها این است که او توانست کشف کند که این سیارات آنهایی هستند که به دور خورشید ، از جمله زمین می چرخند. برای رسیدن به این کشف ، او از منطق استفاده کرد. به علاوه، وی توانست اندازه ماه و زمین را تخمین بزند و ببیند که فاصله آنها از یکدیگر چقدر است.

او توانست کشف کند که ، گرچه ستاره ها از آسمان بسیار کوچک به نظر می رسند ، اما مانند خورشیدهایی با اندازه بسیار زیاد هستند ، اما در فواصل بسیار دور. همه این توضیحات به عنوان میراث نظریه Heliocentric استفاده شده توسط Nicolás Copernicus بود.

در دوران باستان نظریه های بی شماری درباره جهان وجود داشته است. تصور کنید که افسانه ها ، داستان ها و باورهای غلط وجود داشته باشد. بسیاری از این نظریه ها دارای بسیاری از تخیل ها ، داستان ها و غیره خدایان بودند. نظریه heliocentric به انقلابی در همه آنچه در آن زمان داشتیم رسید. این بر اساس اصول زیر بود:

  • همه اجرام آسمانی در یک نقطه واحد نمی چرخند.
  • مرکز زمین مرکز کره ماه است. این بدان معنی است که مدار ماه به دور سیاره ما است.
  • تمام کره های جهان (معروف به سیارات) در اطراف خورشید در حال چرخش هستند و خورشید ستاره ثابت در مرکز جهان است.
  • فاصله زمین و خورشید در مقایسه با فاصله بین ستارگان دیگر تنها کسری ناچیز است.
  • زمین چیزی بیش از کره ای نیست که به دور خورشید بچرخد و بیش از یک حرکت داشته باشد.
  • ستاره ها ثابت هستند و قابل جابجایی نیستند. چرخش زمین همان چیزی است که باعث می شود به نظر می رسد آنها در حال حرکت هستند.
  • حرکت مدار زمین به دور خورشید باعث می شود که سایر سیارات در حال عقب رفتن باشند.

اهمیت

خورشید به عنوان مرکز جهان

از تمام نقاط ثابت شده تئوری هلیوسنتریک ، می توان داده های خاصی را برای دستیابی به کار توسعه یافته تر و دقیق تر در سال 1532 جمع آوری کرد. در این سال نامیده می شد "در انقلاب های کرات آسمانی." در این کار 7 استدلال اصلی این تئوری و با روش دقیق تر با محاسبات نشان دادن هر استدلال جمع آوری شده است.

آریستارکو دو ساموس آثار دیگری دارد که به نام "درباره اندازه ها و فاصله خورشید و ماه" و دیگری "انقلاب کره های آسمانی" شناخته می شود. اگرچه او فردی با عباراتی نیست که در تاریخ ثبت شود ، اما عبارتی دارد که در کتاب های باستان شناخته شده است و موارد زیر را می گوید: "بودن است ، بودن نیست".

اهمیت این مرد در این واقعیت نهفته است که وی اولین کسی بود که نظریه هلیوسنتریک را تدوین کرد ، چیزی که برای زمان او بسیار پیشرفته است. وی تشخیص داد که زمین یک انقلاب کامل در اطراف خورشید انجام داده و این یک سال به طول انجامیده است. علاوه بر این ، توانست سیاره ما را بین زهره و مریخ قرار دهد. وی اظهار داشت که ستاره ها تقریباً بی نهایت از خورشید فاصله دارند و ثابت هستند.

از همه این اکتشافات می توان این تفکر را به ارمغان آورد که زمین مرکز جهان نیست ، بلکه خورشید است. بعلاوه ، این همچنین به ما کمک کرد تا بدانیم که زمین نه تنها به دور خورشید می چرخد ​​بلکه بر روی خود نیز می چرخد محور.

امیدوارم با این اطلاعات بتوانید درباره Aristarco de Samos اطلاعات بیشتری کسب کنید.


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند با *

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.