جوردانو برونو

جوردانو برونو

در دوران باستان افرادی بودند که به تکامل یا کشف چیزهای خاصی اعتقاد نداشتند. تغییر آنچه قبلاً در جای خود بود و آنچه به نظر می رسید درست است ، نمی تواند یک شبه تغییر کند زیرا شخص جدیدی گفت که چنین است. این اتفاقی است که افتاده است جوردانو برونو برای تضاد با جمعیت در مورد این واقعیت که زمین مرکز جهان نبوده است.

در این مقاله ، ما قصد داریم توضیح دهیم که چه اتفاقی برای جوردانو برونو افتاده و چه سوits استفاده هایی داشته است.

جوردانو برونو کی بود؟

مشکلات زندگی برونو

این در مورد مردی است که بیشتر زندگی خود را وقف فلسفه و الهیات کرد. او بسیار مذهبی بود و شعر و نمایشنامه نیز می سرود. وی در سال 1548 در نولا ناپولس به دنیا آمد. وی توسط دادستان تفتیش عقاید مقدس به اعدام محکوم شد زیرا وی اقدامی آشکار علیه کلیسا انجام داد و اظهار داشت که زمین مرکز جهان نیست.

همانطور که امروز می دانیم ، سیاره ما متعلق به سیستم خورشیدی, از 8 سیاره دیگر تشکیل شده است که مدار خود را به دور خورشید دارند. در سال 1548 چنین فناوری برای دانستن موقعیت ما در جهان وجود نداشت. همانطور که بشر همیشه بوده است ، خود محوری گناه کرده و البته در این حالت ، ما معتقد بودیم که مرکز همه چیز هستیم. جوردانو برونو به اعدام محکوم شد و چند روز قبل ، پاپ کلمنت هشتم به او فرصت داد تا از عقاید خود دست بکشد و توبه کند.

داستان از این قرار است که برونو حتی با سوزاندن در آتش از اعتقادات خود صرف نظر نکرد. او تا آخر به آرمان هایش محکم بود. اکنون می توان نتیجه گرفت که مردی ، که کشف آن برای زمان خود پیشرفته بود ، توسط خود محوری انسان و کلیسا به طرز بیرحمانه ای به قتل رسید.

مشکلات او از همین زمان شروع شده است او جرات خواندن متنهای ممنوعه دسیدریوس اراسموس ، فیلسوف هلندی از روتردام را داشت. این اتفاق در سال 1575 رخ داد و از همان لحظه ، برونو مورد توجه قرار گرفت. این تنها آغاز مشکلات او بود. اعتقادات او از سنین بسیار کمی تهدیدی برای کلیسا بود ، زیرا او روش خاص خود را در درک الهیات داشت. جامعه مذهبی تر با شنیدن سخنان برونو در مورد زمین با وجود اینکه فرد مذهبی نیز بود ، از ناراحتی رنج می برد.

مشکلات زندگی

تفتیش عقاید و برونو

با توجه به اعتقادات متنوع او در مورد سنش (که سرانجام مشخص شد درست است) ، گفته می شود جوردانو هرگز مورد قبول مذهبی ها نبوده است. او به عنوان کشیش منصوب شد و به یک زن بدعتگذار متهم شد. به همین دلیل او مجبور به ترک دستور و تکفیر شد. وی بعداً به كالوینیسم روی آورد ، گرچه عقاید انتقادی وی موجب حبس سریع وی شد.

نه تنها برونو به دلیل داشتن ایده آل ها و عقایدی که با دین مطابقت ندارد توسط انکویسیون مورد آزار و اذیت قرار گرفت ، بلکه روشنفکران مختلف مورد حمله بیرحمانه همان کسانی قرار گرفتند که می خواستند کلام خدا را بشارت دهند و صلح را به جهان برسانند.

در طول زندگی اش ، فقط او واقعاً خوشحال بود و در طی سالهایی که در لندن ، پاریس و آکسفورد بود موفق به صلح و آرامش شد. تنها در آنجا بود که توانست مهارت خود را به خوبی توسعه دهد و به عنوان نویسنده آثار مختلف الهیات به شهرت برسد.

او همچنین شروع به تقویت برخی از ایده های خود در مورد علم و نظریه هلیوسنتریک از نیکولاس کوپرنیک و منظومه شمسی. این نظریه ها نیز تحت تهدیدهای مستمر تفتیش عقاید بودند و توسط گالیله گالیله پشتیبانی می شدند.

ایدئولوژی پیش از زمان خود

این نظریه که زمین مرکز جهان نیست

و افرادی بوده اند که برای زمانی که در آن زندگی می کنند بسیار پیشرفت کرده اند. استادی از گروه فیزیک دانشگاه ایالتی سائوپائولو (UNESP) به نام رودولفو لانگی اطمینان داد که برونو این واقعیت را می داند و خورشید مرکز جهان است و از آن پشتیبانی می کند. چه اینکه او براساس آنچه آموخته بود ، نظریه های مختلفی را ارائه داده بود. وی تأیید کرد که جهان بی نهایت است و آن گونه که ما آن را می شناسیم یک مرکز واحد ندارد. یعنی جهان های مسکونی بیشتری مانند زمین وجود داشت و هر گروه از سیارات به دور مرکز خود می چرخیدند.

برونو قبلاً در سال 1575 فکر می کرد که در جهان تعداد زیادی سیاره دیگر مانند زمین و بسیاری از ستارگان غول پیکر مانند خورشید وجود دارد. او تأیید کرد که تعداد سیارات فراتر از زحل در حال چرخش به دور خورشید است. بعداً ، پس از کشف اورانوس, نپتون y پلوتون به ترتیب در سالهای 1871 م 1846 و 1930 ، نشان داده شد که او اشتباه نکرده است.

مشکلی که برونو با جامعه داشت این بود که باورهای خود را بر اساس داده ها و شواهد علمی بنا نکرد. برعکس ، او در فکر اعتقادات مذهبی بود و همین مسئله مشکلات بیشتری را برای او ایجاد می کرد تا زمانی که در کانون توجه تفتیش عقاید قرار گرفت. وی پس از متهم شدن به یک زن بدعتگذار ، مجبور شد پاریس را در سال 1586 ترک کند. او مقالات زیادی نوشت که در آن او فقط برای تأیید عقاید خود به مقامات و اعضای كلیسا توهین كرد.

وی پس از ترک پاریس به آلمان رفت و در آنجا به لوترانیسم پناه برد. آنها همچنین به مرور زمان او را از آنجا اخراج کردند.

پایان جوردانو برونو

مرگ در معرض خطر توسط جوردانو برونو

بدترین اشتباه زندگی او بدون شک بازگشت به ایتالیا پس از 15 سال ترک بود. و این است که توسط نجیب جیووانی موکنیگو که به بهانه اینکه برونو معلم او بود ، به او خیانت شد ، او او را به خانه خود دعوت کرد و آنجاست که او را به تفتیش عقاید ونیز تحویل داد.

وقتی محاکمه مربوطه را انجام داد ، استکبار و استکباری را که در تمام این سالها داشت ، کنار گذاشت و با هیئت منصفه رفتار بسیار خوبی داشت. با این حال خیلی دیر بود که چند قدم به عقب برگردیم. حکم این بود که او در معرض آتش سوزی دادگاه تفتیش عقاید قرار گرفت. اگر چه او ادعا کرد که موعظه خود را آنها دین نبودند ، بلکه فلسفه بودند ، وی در سال 1600 در آتش سوخته درگذشت.

همانطور که می بینید ، انتشار دهنده های واقعی حقیقت در طول تاریخ توسط کلیسا به طرز بیرحمانه ای به قتل رسیده اند. امیدوارم با این اطلاعات بتوانید در مورد زندگی جوردانو برونو بیشتر بدانید.


محتوای مقاله به اصول ما پیوست اخلاق تحریریه. برای گزارش یک خطا کلیک کنید اینجا.

اولین کسی باشید که نظر

نظر خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند با *

*

*

  1. مسئول داده ها: میگل آنخل گاتون
  2. هدف از داده ها: کنترل هرزنامه ، مدیریت نظرات.
  3. مشروعیت: رضایت شما
  4. ارتباط داده ها: داده ها به اشخاص ثالث منتقل نمی شوند مگر با تعهد قانونی.
  5. ذخیره سازی داده ها: پایگاه داده به میزبانی شبکه های Occentus (EU)
  6. حقوق: در هر زمان می توانید اطلاعات خود را محدود ، بازیابی و حذف کنید.